اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
1846
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
ص 135 ، س 6 : الفقر أزين على . . . بينوايى زيباتر است بر مؤمن از لگام زيبا بر گردن اسب . ص 136 ، س 2 : إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ . . . من بندهء خدايم كه مرا كتاب داد و پيامبر ساخت . ص 136 ، س 4 : اشهد ان . . . گواهى مىدهم كه محمد بندهء وى و فرستادهء او است . ص 136 ، س 5 : اختاران . . . گزيدم كه بندهاى پيامبر باشم . يك روز گرسنه باشم ، و يك روز سير گردم . چون سير شوم سپاس گويم ، و چون گرسنه مانم شكيبايى كنم . ص 136 ، س 15 : خَلَقَ لَكُمْ ما . . . آفريد براى شما همهء آنچه در آسمانها و زمين است . ص 136 ، س 25 : كان رسول الله . . . پيامبر از شام براى فردا نگه نمىداشت و نه ناهار را براى شام ! ص 136 ، س 27 : ما هذا يا بلال اين چيست اى بلال ؟ گفت : آن را نگه داشتم براى شام تو . گفت : نترسيدى اى بلال كه آن را بخارى باشد در آتش دوزخ ؟ هزينه كن اى بلال ، از خداى عرش مترس كه ترا بينوا دارد . ص 136 ، س 29 : و يؤثرون على . . . ديگران را بر خود برترى دهند اگرچه خود در سختى باشند . ص 138 ، س 4 : يا رسول الله تصدقت . . . اى پيامبر خدا ، نيمى از مال خود به صدقه دادم ؛ و نيمى براى عيال خود گذاشتم ؛ و مرا نزد خدا پاداش است . ص 138 ، س 6 : يا رسول الله تصدقت . . . اى پيامبر خدا ، همه مال خود را صدقه دادم ، و خدا را نزد من افزون است . ص 138 ، س 7 : ما بين صدقتيكما . . . تفاوت ميان صدقههاى شما ، همچون تفاوت ميان سخنان شما است .